بسم رب المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
بسم الله الرحمن الرحیم
" اللهم کن لولیک الحجـة بن الحسـن صلواتک علیه و علی آبائـه فی هذه السـاعه و فـی کل ساعة ولیاً و حافظاً وقائداً وناصراً و دلیلا ً و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا "
* اللهم عجّل لولیک الفرج و العافية والنصر و جعلنا من انصاره واعوانه و شیعته والحامین عنه و المستشهدین بین یدیه.
على بن اسباط گويد: امام رضا (عليه السّلام) فرمود: امير المؤمنين (سلام اللَّه عليه) مىفرمودند: خوشا به حال كسىكه از روى خلوص عبادت كند و دعا بخواند، و دلش را به آنچه بيند مشغول نكند و خدا را فراموش نسازد و هر چه مىشنود به آن توجه نمايد، و از آنچه ديگران بدست مىآورند محزون نگردد.
(بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج67، 229، باب 54، ص : 213)
آقای من، دلم برایتان تنگ شده است...
دلم؟! کدامین دل؟!
مگر دلی هم مانده است؟!
وقتی امیر بیان، میفرمود: «آنچه میبینید، دلتان به آن مشغول نشود»، لابد میدانست، روزی خواهد رسید که دیگر دلی برای شیعیانش باقی نمانده باشد.....!
به قول دوست یک وجب دل مان که نوشته بود:
«تعارف که نداریم! دلم این روزها سیلی میخواهد! برای خودم نمیگویم که! برای این دل هرجا سکنی گزیدهام. باید دلم به خودش بیاید!
یک روز تکه ای از دلم، پیش درخششهای نگین انگشتری یک میلیون تومانی دوستی جا ماند. خودم را دلداری دادم که تکه ای بیش نبود؛ زمان که بگذرد، دلم هم برمیگردد.
روز دیگر، تکهای دیگر از دلم، کنار میز مدیریتم، جا خوش کرد. این بار راستش اصلاً نفهمیدم که تکهای از دلم گم شده! آنقدر درگیر بدستآوردن این پست جدید بودم که...
روزی دیگر، تکهای دیگر از دلم، در ازدحام تملقات و تعریفهای راست و دروغ دیگران، گم شد و رفت و باز من نفهمیدم.
روزی دیگر به خیال خودم، عاشق شدم! محو زمینیهای کسی که فقط خود خدا میداند چند نفر تا به حال و زین پس نیز! مخاطب عاشقانههایش بوده و خواهند بود. محو شدن همانا وتکهای دیگر از دل، از دست رفتن، همانا!
و روزی دیگر و روزی دیگر و روزی دیگر...
روزی ایستادم به نماز. هرچه تکبیر میگفتم، نمازم شروع نمی شد! حتی حمد و رکوع و سجود و قنوت و تشهد و... سلام هم دادم، اما نمازم شروع نشده بود! هرچه مفاتیح میخوانم، دیگر باران به چشمهایم سر نمیزند. آخر باران که میدانی، باید از دل ره به چشمانت بگشاید. حالا مدتهاست نمازهایم، خم و راست شدنی زمینی بیش نیستند. آخر مدتهاست که دلم را در زبالهدانها گم کردهام!
تعارف که نداریم! دلم این روزها سیلی میخواهد! برای خودم نمیگویم که! برای این دل هرجا سکنی گزیدهام! باید دلم به خودش بیاید!»
مولا جان.... کاش میشد به دانستههایمان عمل کنیم.... دعایمان کن تا بتوانیم.....
از امروز این را نیز به دانستههایمان افزودیم! از حالا میدانیم که باید هوای دلمان را داشته باشیم! باید بداند که:
خوشا به حال کسیکه:
دیدگانش در دل اوست، نه دلش در نگاه چشمانش...!
برگرفته از وبلاگ narjes12.blogfa.com
بسم رب الحسین ( علیه السلام )
بسم الله الرحمن الرحیم
" اللهم کن لولیک الحجـة بن الحسـن صلواتک علیه و علی آبائـه فی هذه السـاعه و فـی کل ساعة ولیاً و حافظاً وقائداً وناصراً و دلیلا ً و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا "
اللهم عجّل لولیک الفرج و العافية والنصر و جعلنا من انصاره واعوانه و شیعته والحامین عنه و المستشهدین بین یدیه.
* آیا سزاوار است انسانی که می تواند بر فراز فضای آشنایی، با خاندان وحی به پرواز در آید، پر و بال خود را بشکند و در زندان دنیا خود را بازیچه و اسیر شیاطین گرداند؟
یقین داشته باشید کسی که صاذقانه در جستجوی امام عصر ارواحنا فداه باشد و در راه آن حضرت خدمت نماید و درباره تعجیل ظهور آن بزرگوار تلاش کند، سرانجام راه به جایی می برد و روزنه ای به سویش گشوده می شود.
امام زمانم کمکم کن که همیشه در دروازه دلم بنشینم و فقط پروردگارم در این دل باشد
بسم رب المحمد ( علیه السلام )
بسم الله الرحمن الرحیم
" اللهم کن لولیک الحجـة بن الحسـن صلواتک علیه و علی آبائـه فی هذه السـاعه و فـی کل ساعة ولیاً و حافظاً وقائداً وناصراً و دلیلا ً و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا "
* اللهم عجّل لولیک الفرج و العافية والنصر و جعلنا من انصاره واعوانه و شیعته والحامین عنه و المستشهدین بین یدیه.
آقا جان مبارکه. آقا جان یه نگاه واسه ما بسه
آقا جان خودتون شفیع ما بشید
آقا جان ....
بسم رب الفاطمه ( سلام الله عليها)
بسم الله الرحمن الرحیم
" اللهم کن لولیک الحجـة بن الحسـن صلواتک علیه و علی آبائـه فی هذه السـاعه و فـی کل ساعة ولیاً و حافظاً وقائداً وناصراً و دلیلا ً و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا "
* اللهم عجّل لولیک الفرج و العافية والنصر و جعلنا من انصاره واعوانه و شیعته والحامین عنه و المستشهدین بین یدیه.
● بدرقه فاطميه
مادر جان نرو! رفتن براي شما زوده و يتيمي براي ما زودتر.
ما هنوز كوچيكيم، از آب و گل در نيامده ايم. هنوز سرهايمان طاقت گرد يتيمي ندارد.
نهال تا وقتي كه نهال است احتياج به گلخانه و باغبان دارد، تاب سوز و سرما و باد و طوفان را نمي آورد و ما از نهال كوچكتر و از غنچه ظريف تر.
اما نه؛ نمان براي محافظت از ما، نمان براي اينكه از ما مراقبت كني.
تو خود اكنون نياز به تيمار داري. بمان براي اينكه ما تو را را بر روي چشمهاي خود مداوا كنيم.
تو اكنون به كشتي نجات طوفان زده اي مي ماني كه به سنگ كينه جهال غريق، شكسته اي و پهلو گرفته اي.
بمان براي اينكه ما بي مادر نباشيم. بمان براي اينكه ما مادري چون تو داشته باشيم.
مي دانم كه خسته اي، مي دانم كه مصيبت بسيار ديده اي، زجر بسيار كشيده اي، غم، بسيار خورده اي و مي دانم كه به رفتن مشتاق تري تا ماندن و به آنجا دلبسته تري تا اينجا.
اما مادر جان بمان ....
به خاطر حسين .....
به خاطر زينب .....
به خاطر حسن .....
برگرفته شده از كشتي پهلو گرفته – سيد مهدي شجاعي
بسم رب الفاطمه ( سلام الله عليها)
بسم الله الرحمن الرحیم
" اللهم کن لولیک الحجـة بن الحسـن صلواتک علیه و علی آبائـه فی هذه السـاعه و فـی کل ساعة ولیاً و حافظاً وقائداً وناصراً و دلیلا ً و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا "
* اللهم عجّل لولیک الفرج و العافیة والنصر و جعلنا من انصاره واعوانه و شیعته والحامین عنه و المستشهدین بین یدیه.
نمي دونم چي بايد بنويسم. فقط اينو مي دونم كه همون بي مادر شديم. مادري كه ....
آقا جان، مهدي جان، امروز صاحب عزا شماييد.
آقا جان، عاجرك الله في مصيبة امة
مولا جان، مادرتونم اون وقتي كه پشت در خونه محسنشو پر پر ديد، گفت: يا مهدي
آقا جان هنوز وقت اومدن نشده؟!
* مادر جون خسته سدم از پس كه گفتم خدايا العفو ولي .....
مادر جون تو خيليارو خريدي خوب منم لابلاشون بخر ....
براي شما كه كاري نداره ....
به خدا من عاشق حسينتم ....
من عاشق عليم ....
من شما رو دوست دارم .....
من مهدي رو دوست دارم ....
من حسنو دوست دارم .....
من با افتخار داد مي زنم كه :
من ولايتيم ....
مادر جون تو رو خدا دستمونو بگير ...
مادر جون دوست دارم ....
بسم رب الفاطمه (سلام الله عليها)
بسم الله الرحمن الرحیم
" اللهم کن لولیک الحجـة بن الحسـن صلواتک علیه و علی آبائـه فی هذه السـاعه و فـی کل ساعة ولیاً و حافظاً وقائداً وناصراً و دلیلا ً و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا "
* اللهم عجّل لولیک الفرج و العافیة والنصر و جعلنا من انصاره واعوانه و شیعته والحامین عنه و المستشهدین بین یدیه.
خدايا، اي آفريننده من، اي كسي كه فقط تو لايق پرستشي
رب من، مولاي من، اي .....
اين بنده حقيرو درياب ..........
خدايا «اياك نعبد و اياك نستعين»
خدايا كمكم كن ....
آره مي دونم خيلي بد كردم ولي ....
ولي تو خيلي مهربوني ......
تو ارحم الراحميني ......
خدايا اگه تو منو رد كني من كجا برم .....
من غير در خونه تو جايي رو ندارم .....
آخه تو رب مني نه كس ديگه اي ...
خدايا بازم ميگم
الهي العفو ....
الهي العفو ....
الهي العفو ....
بسم رب المعصومه ( سلام الله عليها )
نام شريف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترين لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شيعيان حضرت موسى بن جعفر (ع) و مادر مكرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است. آن بانو مادر امام هشتم نيز هست . لذا حضرت معصومه (س) با حضرت رضا (ع) از يك مادر هستند.
ولادت آن حضرت در روز اول ذيقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدينه منوره واقع شده است. ديرى نپاييد كه در همان سنين كودكى مواجه با مصيبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربيت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت.
در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهديد مأمون عباسى سفر تبعيد گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون اين كه كسى از بستگان و اهل بيت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند.
يك سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به شوق ديدار برادر و اداي رسالت زينبي و پيام ولايت به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حركت كرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. اين جا بود كه آن حضرت نيز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زينب(س) پيام مظلوميت و غربت برادر گراميشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى رساندند و مخالفت خود و اهلبيت (ع) را با حكومت حيله گر بنى عباس اظهار مى كرد. بدين جهت تا كاروان حضرت به شهر ساوه رسيد عده اى از مخالفان اهلبيت كه از پشتيبانى مأموران حكومت برخوردار بودند،سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتيجه تقريباً همه مردان كاروان به شهادت رسيدند، حتى بنابر نقلى حضرت(س) معصومه را نيز مسموم كردند.
به هر حال ، يا بر اثر اندوه و غم زياد از اين ماتم و يا بر اثر مسموميت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س)بيمار شدند و چون ديگر امكان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود. پرسيد: از اين شهر«ساوه» تا «قم» چند فرسنگ است؟ آن چه بود جواب دادند، فرمود: مرا به شهر قم ببريد، زيرا از پدرم شنيدم كه مى فرمود: شهر قم مركز شيعيان ما است. بزرگان شهر قم وقتى از اين خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند; و در حالى كه «موسى بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعرى» زمام ناقه آن حضرت را به دوش مى كشيد و عده فراوانى از مردم پياده و سواره گرداگرد كجاوه حضرت در حركت بودند، حدوداً در روز ٢٣ ربيع الاول سال ٢٠١ هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلى كه امروز «ميدان مير» ناميده مى شود شتر آن حضرت در جلو در منزل «موسى بن خزرج» زانو زد و افتخار ميزبانى حضرت نصيب او شد.
آن بزرگوار به مدت ١٧ روز در اين شهر زندگى كرد و در اين مدت مشغول عبادت و راز و نياز با پروردگار متعال بود.
محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستيه به نام «بيت النور» هم اكنون محل زيارت ارادتمندان آن حضرت است.
سرانجام در روز دهم ربيع الثانى و «بنا بر قولى دوازدهم ربع الثانى» سال ٢٠١ هجرى پيش از آن كه ديدگان مباركش به ديدار برادر روشن شود، در ديار غربت و با اندوه فراوان ديده از جهان فروبست و شيعيان را در ماتم خود به سوگ نشاند .مردم قم با تجليل فراوان پيكر پاكش را به سوى محل فعلى كه در آن روز بيرون شهر و به نام «باغ بابلان» معروف بود تشييع نمودند. همين كه قبر مهيا شد دراين كه چه كسى بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد دچار مشكل شدند، كه ناگاه دو تن سواره كه نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پيدا شدند و به سرعت نزديك آمدند و پس از خواندن نماز يكى از آن دو وارد قبر شد و ديگرى جسد پاك و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاك نهان سازد.
آن دو نفر پس از پايان مراسم بدون آن كه با كسى سخن بگويند بر اسب هاى خود سوار و از محل دور شدند.
بنا به گفته بعضي از علما به نظر مى رسد كه آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار: حضرت رضا (ع) و امام جواد (ع) باشند چرا كه معمولاً مراسم دفن بزرگان دين با حضور اوليا الهي انجام شده است.
پس از دفن حضرت معصومه(س) موسى بن خزرج سايبانى از بوريا بر فراز قبر شريفش قرار داد تا اين كه حضرت زينب فرزند امام جواد(ع) به سال ٢٥٦ هجرى قمرى اولين گنبد را بر فراز قبر شريف عمه بزرگوارش بنا كرد و بدين سان تربت پاك آن بانوى بزرگوار اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهلبيت (ع). و دارالشفاي دلسوختگان عاشق ولايت وامامت شد.
برگرفته شده از سايت : www.masoumeh.com
بسم رب الرضا علیه السلام
بسم الله الرحمن الرحیم
" اللهم کن لولیک الحجـة بن الحسـن صلواتک علیه و علی آبائـه فی هذه السـاعه و فـی کل ساعة ولیاً و حافظاً وقائداً وناصراً و دلیلا ً و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا "
* اللهم عجّل لولیک الفرج و العافیة والنصر و جعلنا من انصاره و شیعة واعوانه والحامین عنه و المستشهدین بین یدیه.
ــــــــــــــــــــــــــ
کنج حجره بر زمین است، با دلی که آتشین است
آن که ماه چهره او، بر همه هستی نگین است
آسمان گرید زآهش، چه بوده مگر گناهش
از سماء میان جنت، می کند زهرا نگاهش
تا به خاک حجره افتاد، کرده از درد و غمی یاد
بس که عمری خون دل خورد، عاقبت ز این غصه جان داد
* یا ضامن آهو
آخر ماه صفر که میشه همه میرند در خونه مادر اهل البیت علیهم السلام مزد دو ما عزداریشونو از حضرت زهرا سلام الله علیها می گیرند.
مادر جون ما از شما هیچی نمی خوایم. فقط برای فرج پسرت دعا کن. همین ...
آقا جون، تو ضامن آهو میشی ولی ضامن شیعه پدرتون نمی شید؟!!
بسم رب الحسین علیه السلام
بسم الله الرحمن الرحیم
" اللهم کن لولیک الحجـة بن الحسـن صلواتک علیه و علی آبائـه فی هذه السـاعه و فـی کل ساعة ولیاً و حافظاً وقائداً وناصراً و دلیلا ً و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا "
* اللهم عجّل لولیک الفرج و العافیة والنصر و جعلنا من انصاره واعوانه و شیعته والحامین عنه و المستشهدین بین یدیه.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* امام حسن عسگری علیه السلام می فرمایند:
علامات مومن پنج چیز است: پنجاه و یک رکعت نماز فریضه و نافله در شب و روز گزاردن و زیارت اربعین کردن و انگستر بر دست راست کردن و جبین را در سجده بر خاک گذاشتن و بسم الله الرحمن الرحیم را بلند گفتن.
* حضرت امام حسین علیه السلام می فرمایند:
دوازده هدایت کننده از ما می باشد که اولین آنها امیرالمومنین علی بن ابی طالب و آخرین آنها، نهمین فرزند من است او امامی است که برای حق قیام می کند. خداوند به وجود او، زمین را زنده می کند پس از آنکه مرده باشد و دین حق را به وسیله او بر همه ادیان پیروز می گرداند، هر چند مشرکین خشنود نباشند.
اودارای غیبتی است که عده ای در آن به تردید میر افتند و عده ای دیگر در دین خدا ثابت قدم می مانند. اینها مورد اذیت و آزار قرار می گیرند و به آنها گفته می شود: این وعده چه زمانی تحقق می یابد اگر شما از راستگویان هستید؟
اما صبر کنندگان بر آزار و تکذیب آنها در زمان غیبت، به منزله مجاهدانی هستند که با شمشیر در پیش روی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جهاد می کنند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بسم رب الزینب سلام الله علیها
بسم الله الرحمن الرحیم
" اللهم کن لولیک الحجـة بن الحسـن صلواتک علیه و علی آبائـه فی هذه السـاعه و فـی کل ساعة ولیاً و حافظاً وقائداً وناصراً و دلیلا ً و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا "
* اللهم عجّل لولیک الفرج و العافیة والنصر و جعلنا من انصاره واعوانه و شیعته والحامین عنه و المستشهدین بین یدیه.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* مسیر عاشقی
ماه صفر زمانی است که کاروان با عطش شوق وصل، به شام شوم می رسد. قافله را از دروازه ساعت رقص شیاطین می گذرانند.
پایکوبی و دست افشانی وسواسان و خناسان برای دست یافتن به قلب سنگ مرده انسانهای زنده، نمایی است که از دستان آلوده شان خون خدا می چکد.
و اما زینب سلام الله علیها
این بانوی نور، خواهر صبور، مادر شعور می رود تا زبان شهادت برادر باشد. می رود تا پرده از راز شهیدان در کاخهای نیرنگ و فریب بردارد.
و سجاد علیه السلام
با گل زرد اسارت بر دست می رود تا نام و نشان گلبرگ های گل سرخ پر پر شده اش را به عالمیان فریاد بزند. این سجاده نشین عشق که غل و زنجیر جهل و جور آدمیان را به گریبان می کشد و زخم داغ دست و انگشت بریده را در دل دارد، صحیفه جانش را در 40 سال ورق می زند، می خواند و می گرید تا به جهان هستی بفرماید:
ولایت علی بن ابی طالب حصنی
فمن دخل حصنی امن من غذابی
۳ صفر
مانی